فرشتهمردی که فرو پاشید، زندگی و آثار فیلیپ کی دیک
موضوع: ادبیات
پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 15:47
نوشته: ریچارد برنز و آلن بی. راش
برگردان: رضاپوردیان منبع : آکادمی فانتزی
واقعیت از بین نمیرود، حتا اگر باور به آن را از دست دهید. (VALIS (1981 دیوانهها نمیدانند دیوانهاند، اما من میدانم که دیوانهام و تنها فرق من با دیوانه این است که دیوانه نیستم. سالوادور دالی اشاره:
تعریف اصطلاح «فیلدیکیَن » (به قلم پاتریک کلارک): Phildickian یا Dickian: (صفت) دربارهی فیلیپ کی. دیک نویسندهی آمریکایی علمیتخیلی و فانتزی یا دربارهی آثارش.شباهت یا دلالت داشتن بر شرایط خاصی که دیک در رمانها و داستانهایش توصیف میکند. از دست دادن و تغییر حالت هویت، واقعیتهای جعلی و جعل کردن واقعیت، امکانها و اشکال فرعی اخلاقیات در مواجهه با تباهی ناگزیر.(بیان عامیانهی فشرده): هر فیلم یا داستانی که در آن شخصیت اصلیاش به فرد دیگری مبدل شود، طوری که این ماجرا حتا برای خود او مایهی تعجب باشد.(بیان عامیانهی خشک)
«صبحانهی فیلدیکین»: قهوه با آمفتامین یا هر محرک دیگر (مثلاً مشروب). تعریفی از کی. دبیلو. لتر: میخواهم فیلدیکین را به عنوان توصیفی تقلیلگر برای همهی موقعیتها و رخدادهایی به کار ببرم که با دشواری بینهایت در تعیین چیستی واقعیت مجسم میشوند. به شیوهای دیگر، گاهی شما اوقات سختی دارید، چون نمیتوانید تشخیص دهید آن که مشغول صحبت با او هستید، بهترین دوستتان است یا حشرهی غول پیکری از منظومهی پروکسیما که نقاب بهترین دوستتان را به چهره دارد، در این حالت شما یک لحظهی فیلدیکین را تجربه میکنید.
مقدمه
دربارهی شخصیت پیچیدهای چون فیلیپ کی. دیک حرف بسیار است، انسانی بسیار باهوش و به طور حتم یک نابغه بود، با این حال در تمام عمرش عمیقا مشکل داشت. مستعد اختلالات روانتنی بود و از اگزوفوبیا (ترس از مکانهای عمومی)، افسردگی و تمایلات سادیستیک رنج میبرد و نسبت به حداقل یکی از همسرانش رفتاری خشونتبار داشت. با دیدی مذهبی الاهیاتش را به شکل مفصلی در نوشتههای علمیتخیلی خود شرح میداد، متفکری گنوسی (معرفتشناختی)[3] بود که در واقعی بودن دنیای اطرافش تردید داشت. خیال برش داشته بود که CIA تلفنهایش را شنود میکند. یک معتاد به قرصهای روانگردان که رمانهای ضد مواد مخدر مینوشت؛ فیلسوف ادیبی که جیمز جویس میخواند و انبوهی رمان علمیتخیلی بازاری به رشتهی تحریر درآورد؛ رماننویس برندهی جایزههای ادبیاتِ ژانری بود که سودای ستایش مخاطبان جریان اصلی را داشت و یک عاشق سینهچاکِ زنان که از حفظ زندگی زناشوییاش عاجز بود. فیلیپ کی. دیک شوهر پنج همسر، پدر سه بچه، برادری متأثر از دست دادن خواهر دوقلویش و فرزندی بود که مادرش را به خاطر مرگ خواهرش شماتت میکرد و برای همهی آن معتادان و اراذلی که بر خانهاش در کالیفرنیا خراب میشدند، حالت یک پدر را داشت. برای دوستانش آدمی گرم، خوشمشرب و خندهرو بود که همیشه چیز تازهای درآستین داشت، ولی همهی کسانی که به او نزدیکتر بودند، میدانستند او غمگینترین مردی است که تا به حال دیدهاند.
|
برای مطالعه متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
درباره الی: همهی آنچه میخواهید "دربارهی الی..." بدانید ولی میترسید از "آنتونیونی" بپرسید!
موضوع: سینما
جمعه ششم آذر 1388 21:26
درباره الی: همهی آنچه میخواهید "دربارهی الی..." بدانید ولی میترسید از "آنتونیونی" بپرسید!
توسط : میلاد روشنی پایان
سینمای "اصغر فرهادی" تمایلی آشکار به آن ذائقهی چپ فرهنگی دارد که پیکان حملهی خود را بهسوی فرهنگ بورژوازی گرفته است. اصرار "فرهادی" در به چالش کشیدن پارادوکسهای تنیده شده در عادتهای فرهنگی بورژوازی، در پی ترسیم پاشنهی آشیلی آسیبپذیر است که از زیر زرق و برق رفتارهای این طبقه، خود را نشان میدهد. "دربارهی الی ..." ، مشخصا ادای دینی نامحسوس به سینمای روشنفکری دههی شصت اروپاست که همزمان با اشاعهی موج چپ، خود را بهعنوان سینمای مدرن تثبیت کرد. سینمایی که درصدد مبارزه با آن شکل کنسروی روایتهای منطقی، غیر موسع و هنجارطلب بود. از این رو شباهت "الی" با "آنا" (در "ماجرا" ساختهی آنتونیونی) در خور توجه است که
هر دوی آنها بهعنوان واسطههایی عمل میکنند که میتوانند شکافهای فرهنگی بورژوازی را نمایان کنند و بهعنوان کاتالیزورهایی در جهت انحلال رویهی فریبندهی عرفهای رفتاری این طبقه، عمل کنند. تا قبل از حذف پرسوناژ "الی" و "آنا" همه چیز نشانگر ثبات و محافظهکاری خاص اخلاقی طبقهی متوسط است ولی با حذف این دو پرسوناژ، چهرهی واقعی اخلاق بورژوازی (به زعم فیلمسازانشان) نمایان میشود.
مؤلفههایی که این چهرهی واقعی را صورتبندی میکنند همانهایی هستند که "اصغر فرهادی" شیفتهی رونمایی کردن از آنهاست و پارانویا، مهمترینِ آنهاست. "اصغر فرهادی" به شدت بر این باور فرهنگی چپ است که پارانویا، مهمترین شکاف فرهنگ بورژوازی است که خود محصول جامعهی مدرن و مناسبات مشکوک آن است و اتفاقا این بورژوازی است که با پیش کشیدن "عرف فرهنگی – اخلاقی" در پی مخفیسازی آن است.
در "چهارشنبه سوری" این عرف بورژوازی است که سبب میشود قضاوت اخلاقی مخاطب تا میانهی فیلم، "مژده" را تا مرز بیماری و جنون بکشاند ولی در لحظهی گرهگشایی "فرهادی"، این مخاطب است که متهم به غرق شدن در تزویر نهفته در مناسبات فرهنگی بورژوازی که سعی در تثبیت محافظهکارانهی خود دارد، میشود. نتیجه، از خودبیگانگی آدمها و نهایتا تنهایی مفرط با حسی از بدبینی است. بعد از حذف پرسوناژ "الی" نیز، این شکاف عظیم خود را نشان میدهد و خود را در مقابل محافظهکاری دوستانه و سبکسرانهی ابتدای فیلم قرار میدهد و اینجاست که آدمهای سینمای "فرهادی" به جزایری جدا از هم تبدیل میشوند که هر کدام در پی حفظ تمامیت خود بر میآیند.
برای مطالعه متن کامل مقاله "درباره الی" به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
دانلود کتابهای اوریانا فالاچی
موضوع: ادبیات
سه شنبه دوازدهم آبان 1388 13:14
اوریانا فالاچی روزنامهنگار، نویسنده و مصاحبه گر سیاسی برجسته ایتالیایی است که در شهر فلورانس متولد شد و در سن ۷۷ سالگی در همان شهر درگذشت. وی در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک
چریک ضد فاشیسم فعالیت میکرد. آنچه بیش ار هر چیز به معروفیت وی کمک نمود، مجموعه مصاحبههای مفصل و مشهور او با رهبران سرشناسی همچون محمدرضا شاه پهلوی، یاسر عرفات، ذوالفقار علی بوتو، آیتالله خمینی، ایندیرا گاندی، معمر قذافی، هنری کیسینجر و... بود.
نامه به کودکی که هرگز زاده نشد :
نوشته اوریانا فالاچی
ترجمه یغما گلرویی
این کتاب در باره زنی است که حامله میشود، و در میان حیات و عشق ورزیدن یا سقط فرزندش دچار تردید میشود. اوریانا در سر آغاز این کتاب میگوید:"دلیلی برای دروغ گفتن نیست! من مانند بسیاری از همْجنسانم حقیقت را انکار نمیکنم: آنچه از زبانِ قهرمانِ این کتاب حکایت کردهاَم، ماجراییست که ـ در زمانی نه چندان دور ـ برای خودم اتّفاق اُفتاده! من حامله شُدم، به طفلی که در شکم داشتم عشق ورزیدم وَ.."
او در این میان به نگرانی اش راجع به به دنیا آمدن فرزندش در دنیای بی رحم کنونی میپردازد:
"مُدام این سوالِ ترسْناک بَرام پیش میاومد که: نکنه دِلِت نخواد به دُنیا بیایُ متولّد بشی؟نکنه یه روز سَرَم هَوار بِزنی که: کی گفته بود منُ به دُنیا بیاری؟ چرا دُرُستم کردی؟ چرا؟"
برای دانلود کتابهای اوریانا فالاچی به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
زنگها برای که به صدا در میآیند
موضوع: سینما
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 12:24
فرانک مجیدی: گاهی یک واقعه زخمش روی حافظه خیلی عمیق است. آنقدر که تا آخر عمر رهایت نمیکند. دستکم مطمئنم برای «ارنست همینگوی»، خاطرهی جنگهای داخلی اسپانیا تاثیری چنین داشته. آنقدر که «برفهای کلیمانجارو» و «وداع با اسلحه» و «زنگها برای که به صدا در میآیند» نمونههایی از خاطرات و تجربیاتی باشد که همیشه با او ماندند. فیلم «زنگها برای که به صدا در میآیند»، یکی از آثار بهیاد ماندنی است که از روی داستان همینگوی ساختهشد. این فیلم که محصول ۱۹۴۳ هست، اولین فیلم رنگی اینگرید برگمن محسوب میشود و کارگردانی آن را «سم وود» بر عهده داشت.
روبرتو جردن (گری کوپر) یک استادیار آمریکایی در اسپانیا بود. با شروع جنگهای داخلی، او به نفع

جمهوریخواهان وارد مبارزه میشود. تخصص او طراحی و اجرای انفجارهای بزرگ است. به او ماموریت داده میشود درست در زمان آغاز حمله در یکی از مناطق جنگی، پل واصل میان خطوط دشمن را منفجر کند. او برای این کار از شورشیان اطراف آن محل به سرکردگی پابلو( آکیم تامیروف) کمک میخواهد، اما پابلو دیگر مرد میدان نیست و میخوارگی میکند و همسرش، پیلار (کاتینا پاکسینو) که ادارهی گروه عملاً با اوست از روبرتو حمایت میکند. روبرتو عاشق ماریا (اینگرید برگمن)، دختر زیبایی که با گروه زندگی میکند میشود و….
«زنگها برای که به صدا در میآید» یکی از آن فیلمهای کلاسیک فوقالعاده است که همیشه دلم میخواسته دربارهاش بنویسم. روایت بینقص، بازیهای عالی، مانوس شدن بازیگران با لوکیشن طبیعی و دشوار، کارگردانی خوب و داستان پر کشش عاشقانه، برگهای برندهی این فیلم هستند. البته، این فیلم مثل «هر» فیلم رمانتیک دیگری نیست. تفاوت اساسی آن با دیگر فیلمهای از این دست در دو نکته است: شکل بخشیدن به عشق در بستر یک جنگ سیاسی و اجتماعی و حضور زوج برگمن- کوپر بهعنوان قهرمانان داستان .
عشق اینگرید برگمن و گری کوپر بزرگ است، در حد نام سینما است، اصلاً در این عشق «چیز» بزرگی که ورای توصیف با کلمات است، نهفته شده. ارزش این فیلم به نمایش عشق و تلاش ستارگان تکرار ناپذیر سینما است. آن زیبایی مقدس و معصومی که در اینگرید برگمن نهفته است و هیچ زن بازیگر دیگری صاحبش نشد، آن جذبهی مردانهای که گری کوپر داشت و بازیگرهای الآن از آن بیبهرهاند خیلی بزرگتر از کلمات هستند. این فیلم در سالی اکران شد و در مراسم اسکار به نمایش در آمد که فیلمهای بهیاد ماندنی «کازابلانکا» و «آهنگ برنادت» را بهعنوان رقیب مقابل خود میدید و به همین خاطر، از ۸ رشتهی اسکار که نامزدش بود. تنها به یکی بسنده کرد. باور دارم هالیوودیها به برگمن پس از ماجرای رابطه با «روبرتو روسولینی» و تولد دوقلوهایش بیمهری کردند و تا مدتها برخورد سردی با برگمن داشتند اما بازی خوب او در «آناستازیا» بالاخره اعضای مقدسنمای آکادمی را مجبور کرد برای دومینبار به او اسکار بهترین بازیگر زن را بدهند.
برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
بررسی زندگی و دانلود کتابهای برتراند راسل
موضوع: ادبیات
شنبه یازدهم مهر 1388 1:1
برتراند آرتور ویلیام راسل (زادهٔ ۱۸ مه ۱۸۷۲ - درگذشتهٔ ۲ فوریه ۱۹۷۰ ) فیلسوف، منطقدان و منتقد اجتماعی بریتانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فعالیتهایاش در زمینهٔ منطق ریاضی و فلسفه تحلیلی شناخته میشود.

برتراند راسل که موفق به کسب جایزهٔ نوبل نیز شد، از مشهورترین فیلسوفان قرن بیستم است و کتاب معروف او «چرا مسیحی نیستم؟» از جنجال برانگیزترین کتابهای قرن بیستم به شمار میآید.علاوه بر ان آثاری همچون تاریخ فلسفه غرب و کسب نوبل ادبیات را در کارنامه دارد.
برتراند آرتور ویلیام راسل فیلسوف، منطقدان و منتقد اجتماعی بریتانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فعالیتهایاش در زمینه منطق ریاضی و فلسفه تحلیلی شناخته میشود. او در بخش از مقدمه تاریخ فلسفه غرب مینویسد: آن تصوراتی از زندگی و جهان که (فلسفی) نامیده میشود محصول دو عامل است: یکی تصورات دینی و اخلاقی که ما به ارث برده ایم، دیگری آن نوع تحقیقی که میتوان علمی نامید، به شرط آنکه این کلمه را به وسیعترین معنایش به کار ببریم؛ ...
سال شمار زندگی
(۱۸۷۲) در ۱۸ می در راونزکراف (Ravenscroft) ویلز متولد شد.
(۱۸۷۴) مرگ مادر و خواهر
(۱۸۷۶) مرگ پدر
(۱۸۷۸) مرگ پدربزرگ - نخستوزیر سابق بریتانیا
(۱۸۹۰) به کالج ترینیتی در کمبریج وارد شد.
(۱۸۹۳) دریافت مدرک لیسانس ریاضیفیلسوفان بزرگ غرب ن . ب . و
(۱۸۹۴) امتحان پایانیی علوم انسانی/فلسفه (The Moral Sciences Tripos)
(۱۸۹۴) با Alys Pearsall Smith ازدواج کرد.
(۱۹۰۰) جوزپه پینو را در کنگره بینالمللی پاریس ملاقات کرد
(۱۹۰۱) پارادکس راسل را کشف کرد.
...
برای دانلود کتابهای برتراند راسل و مطالعه سالشمار زندگیش به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
موضوع: سینما
یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 2:24
نوشته :
فرانک مجیدی
تئاتر، مسلماً اصیلترین گونهی اجرای داستان است. سینما، فرزند تئاتر، در روزهای اولین تولدش این وابستگی را به عینه نشان میداد. در حقیقت فیلمهای اولیه، تئاتر فیلمبرداری شده بودند. فیلمهای صامت و حرکات و گریمهای اغراقشدهی تئاتری و محیط محدود فیلمبرداری نمونهی حکومت جو تئاترند. تا آنکه سینما راه خودش را یافت. اما هر فرزندی، باید به مادر خود ادای دین کند. کاری که آل پاچینو در «در جستجوی ریچارد» انجام داد. «جولیا بودن» محصول سال ۲۰۰۴، و به کارگردانی ایستوان سزابو، عرض ادب سینما به تئاتر در سالهای اخیر است.
جولیا لمبرت (آنت بنینگ) بازیگر تئاتر بسیار مشهور و محبوب اواخر دههی ۳۰ در لندن است. او به سالهای میانی عمر رسیده است و شوهرش، مایکل گوسلین (جرمی آیرونز) کارگردان معروف تئاتر است که با تعریف «مدرن بودن» کاری به کارهای هم ندارند. آنها پسر جوانی به نام راجر( تام استاریج) دارند. جولیا بیشتر اوقات خود را با دوستان معدودش که عزیزترینش چارلز است و یاد معلم تئاترش (مایکل گمبن) که ۱۵ سال پیش مرده میگذراند و چندان از زمزمههایی که پشت سرش از رفتار راحتش شنیده میشود ابا ندارد. با ورود یک جوان آمریکایی، تام (شاون اوانز) و روابط پنهانیای که این ورود به وجود میآورد. موقعیت هنری و اجتماعی جولیا به خطر میافتد. همه منتظر سقوط جولیا هستند…
«جولیا بودن» داستان جنگ زنانهای است که یک زن در خستگی میانسالی با آن روبرو میشود. غلیان ناپختهی عواطف و شکستن قلب و خیانتهایی که میکند و در حقش روا میشود. اما به هر حال، او شخصیت اول است. ماجرا این است که او مانند آنچه زنان آسیبدیده انتظار میرود جیغ نمیکشد، به خائنان سیلی نمیزند، خود را حلقآویز نمیکند؛ فقط میگذارد جریان زندگی با تمام شدتش او را ببرد. پردهی آخر را او تعیین میکند. او یک بازیگر واقعی تئاتر است که زندگیاش هم در نقش بازی کردن میگذرد.

این فیلم، مسلماً باید از شدت درخشش بنینگ، «آنت بودن» شناختهشوند. در تکتک لحظات، مسحور هنر بالای بازیگری او میشوید. اصلاً کس دیگری به چشم نمیآید. این خیلی خوب نیست. نه برای داستان و نه برای بازیگران دیگر. کنکاش چندانی روی بازیگران دیگر نمیشود. لایههای فکر و زندگی کاراکترها قربانی بودن جولیا میشود و در حد حاشیههایی برای خالی نبودن عریضه پایین میآیند. پسر جولیا و مایکل، زائدترین قسمت فیلم است که نه بازیاش خوب است و نه حرف خاصی برای گفتن دارد. مسلماً دل بیننده به خاطر «جرمی آیرونز» میشکند. او در چند صحنه نشان داد واقعاً دارد تلاش میکند که از حاشیه خارج شود، دیده شود، در همان چند چشمه کار کوچک، نشان میدهد کارش را بلد است اما فیلمنامه به او اجازهی خودنمایی نمیدهد. فیلم بهیاد ماندنی Damage او را بهیاد بیاورید که در سکانس آخر با آن نریشن و فقط نگاهش چه بازی شکوهمندی کرد! بدشانسی آیرونز، بازی در فیلم «تاجر ونیزی» در همان سال بود که اینبار به جای بنینگ، آل پاچینو همهی بازیگران فیلم را هیچ کرد!فرصت دیگری که فیلم سوزاند، استفادهای بود که میتوانست از کاراکتر دوست جولیا بکند و نکرد. در عوض همهی اینها، با این فیلم یک بازی فرای توان توصیف از آنت بنینگ میبینید که تمام این انتقادات را کمرنگ میکند. او برای این نقش کاندید جایزهی اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول زن شد، اما هیلاری سوانک که فیلم تحسین برانگیز«عزیز میلیون دلاری» را روی پرده داشت، گوی سبقت را از او ربود.
برای مطالعه متن کامل به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
دانلود کتابهای فئودور داستایوسکی و لئو تولستوی
موضوع: ادبیات
سه شنبه دهم شهریور 1388 0:15
**تمام لینکهای زیر برگرفته از سایت
کتابناک می باشند.
دانلود کتابهای فئودور داستایوفسکی:(جنايات و مكافات،برادارن كارامازوف و ...)
فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی نویسندهٔ روس است.ویژگی منحصر به فرد آثار وی روانکاوی و بررسی زوایای روانی شخصیتهای داستان است. سوررئالیستها مانیفست خود را بر اساس نوشتههای داستایوسکی ارائه کردند.اکثر داستانهای وی همچون شخصیت خودش سرگذشت مردمی است، عصیان زده، بیمار و روان پریش.
| شرح كتابهاي داستايوفسكي |
تاریخ |
|
|
حجم |
همیشه شوهر نوشته داستایوسکی داستايوفسكي در " هميشه شوهر" به مثلث و مربع عشقي مي پردازد يا به شكلي �... |
۰۳. ارديبهشت ۱۳۸۷ |
1180 |
1.74 (344 رای) |
1,14 مگابایت |
یک داستان نفرت انگیز نویسنده: فیودور داستایفسکی مترجم: شهلا طهماسبی رمان کوتاه
ژنرالی اشرافی و جاه طلب، �... |
۰۵. اسفند ۱۳۸۷ |
1997 |
1.78 (390 رای) |
1,13 مگابایت |
آزردگان نویسنده: فئودو داستایفسکی مترجم: مشفق همدانی خفت کشیدگان و آزردگان سه جلد
مشفق همدا... |
۰۸. مهر ۱۳۸۷ |
1365 |
1.56 (313 رای) |
5,43 مگابایت |
ابله نویسنده: فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی
داستان "ابله" که در 1868 نوشته شد و در آغاز انتش�... |
۱۳. بهمن ۱۳۸۷ |
726 |
1.67 (289 رای) |
7,90 مگابایت |
برادران کارامازوف (جلد اول) نویسنده:فئودور داستایوفسکی مترجم:صالح حسینی برادران کارامازوف [Brat’ja Karamazovy]. ... |
۰۹. شهريور ۱۳۸۸ |
224 |
1.65 (96 رای) |
5,57 مگابایت |
برادران کارامازوف (جلد دوم) نویسنده:فئودور داستایوفسکی مترجم:صالح حسینی برادران کارامازوف [Brat’ja Karamazovy]. ... |
۰۹. شهريور ۱۳۸۸ |
221 |
1.88 (80 رای) |
7,07 مگابایت |
جنایت و مکافات نویسنده: فئودور داستایوسکی
مضمون و درون مایه این اثر فیودور میخاییلوویچ داستایوسکی،... |
۱۸. بهمن ۱۳۸۷ |
12036 |
1.43 (634 رای) |
18,58 مگابایت |
جوان خام نوشته داستایوفسکی ترجمه رضا رضایی
در رمان جوان خام روحی معصوم در نظرم بود که احتمال �... |
۱۶. آذر ۱۳۸۶ |
649 |
1.95 (220 رای) |
3,90 مگابایت |
درخت کریسمس بچه های فقیر نوشته داستایوفسکی ترجمه پریسا رضایی صبحی زود بود. در دالانی سرد و مرطوب از خواب... |
۱۵. آذر ۱۳۸۶ |
1003 |
1.71 (276 رای) |
110,36 کیلوبایت |
|
رویای یک مرد مضحک نوشته فئودور داستایوفسکی ترجمه وحید مواجی
http://armanpotter.blogfa.com |
۳۰. ارديبهشت ۱۳۸۷ |
713 |
1.62 (251 رای) |
153,90 کیلوبایت |
شبهای سپید
نوشته داستایوفسکی
داستان بلندی از فئودور میخایلوویچ داستایوفسکی نویسنده روس، که در 18...
براي دانلود كتابهاي لئو تولستوي و داستايوسكي به ادامه مطلب برويد
ادامه مطلب>>>
بیوگرافی پل نیومن،چشم آبي افسانه اي
موضوع: سینما
چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 0:27
نام :پل نیومن
تاریخ تولد : 26 ژانویه 1915
محل تولد: کلیو لند اوهایو
پل نیومن ،اسطوره بازیگری هالیوود را معروف ترین بازیگر چشم آبی طول تاریخ سینما لقب داده اند. بازیگری که با مارلون براندو افسانه ای قیاسش می کنند .
نیومن با نام کامل پل لئوناردو نیومن در تاریخ 26 ژانویه در 1915 کلیولند اوهایو متولد گردید. خانواده اش مرفه بودند و پدرش تاجری موفق در زمینه فروش لوازم ورزشی بود. در دوران کودکی کمتر کسی از اعضا خانواده گمان می کرد که که پل در آینده به بزرگترین بازیگر سینما در عصر خود مبدل شود. مادرش معتقد
بود که پل چهره مناسی و فیزیک دوست داشتنی ای دارد و ممکن است بتواند به عنوان مدل در آینده کاری پیدا کند. اما پدرش معتقد بود که پل می بایست تجارت خانوادگی را ادامه دهد . پدرش ریشه ای آلمانی - یهودی داشت و مادرش یک ایرلندی کاتولیک بود . پل در دوران کودکی به فوتبال آمریکایی علاقه مند شد و مطمئن بود که در آینده یکی از قهرمانان مطرح و موفق این رشته خواهد شد . پل در دوران کودکی اش گفته است که پدرش مردی مهربان و خوش اخلاق بود که که به محض این که هر یک از پسرهایش دوران نوجوانی را سپری کردند به سن مناسبی برای اداره یک مغازه می رسیدند ،آن ها را در یکی از فروشگاههای خانوادگی فروش لوازم ورزشی به کار مشغول می کرد . اما پل آرزوهای بزرگتری در سر می پروراند و کار در یک فروشگاه را نمی توانست برایش وسوسه کننده باشد.
البته او نمی خواست به رغم میل پدرش رفتار کند ،به همین خاطر هنگامی که پدرش از او خواست که در دانشکده به رشته اقتصاد بپردازد ،پذیرفت . اما اگر چه در این رشته با جدیت به مطالعه پرداخت و به نظر دانشجوی موفقی می آمد ولی نتیجه امتحانات رضایت بخش نبود و خیلی زود همه فهمیدند که او به درد این رشته نمی خورد . البته علت عدم موفقیت پل در رشته اقتصاد علاقه اش به فوتبال آمریکایی بود . او تقریبا تمام ساعات را به تمرین این ورزش می پرداخت و روز به روز به علاقه اش نسبت به این ورزش اضافه گردید . با آغاز جنگ جهانی پل دانشکده را رها کرد و به نیروی دریایی پیوست و به عنوان بی سیم چی ناوگان دریایی به خدمت پرداخت. اما در سال 1946 و با پابان جنگ نیومن در کالج کانیون ثبت نام
کرد و بر حسب عادت همیشگی به عضویت تیم فوتبال کالج در آمد. پل و دوستانش تیمی تشکیل دادند و برای انجام مسابقه با دیگر تیم های فوتبال آماده شدند. اما یک شب گویا مقدر بود که مسیر زندگی نیومن تغییر کند او و دوستانش بعد از بازی با یک تیم دیگر و هنگامی که آن شب جشن گرفته بودند با اعضا تیم مقابل درگیر شدند و کار به زد و خورد شدیدی کشید .حاصل کار به زندان افتادن همگی آنها و در پی اخراج شدن شان از تیم فوتبال کالج بود. نیومن پس از حادثه دست از فوتبال کشید و به مسیر تازه ای پا گذاشت . بعد از فارغ التحصیلی از کالج پل نیومن به مدرسه درام بیل رفت و یک سال در آنجا به فراگیری بازیگری پرداخت. او سپس به نیویورک رفت به آکتورز استودیو پیوست. پل تحت تعلیم استراسبرگ تئورسین بزرگ سینما قرار گرفت . استراسبرگ معتقد بود که نیومن استعداد بازیگری شگرفی دارد و می تواند به بازیگری هم اندازه مارلو براندو مبدل شود . اما بنا به نظر استراسبرگ متاسفانه پل نیومن بیش از حد زیبا بود و همین موضوع باعث می شد که بیش از آن که از استعدادش استفاده کند ،دیگران را محسور و مجذوب زیبایی ظاهریش کند.
براي مطالعه متن كامل بيوگرافي پل نيومن به ادامه مطلب برويد
ادامه مطلب>>>
آنجا که جادو خیال میشود...
موضوع: هری پاتر
شنبه دهم مرداد 1388 22:8
اولین باری که «هری پاتر» را خواندم، سال ۷۹ بود. با ترجمه زیبای سعید کبریایی از کتابسرای تندیس؛ پیش از آن که با آمدن فیلم هری پاتر، آشنایی خوانندگان فارسی زبان با این اثر عام شود و بعد هم یکی از اتفاقات نادر در عرصه ادبیات این مرز و بوم روی دهد و تب و تاب جهانی این کتاب در فارسی نیز به همان میزان وارد شود. گروههای طرفداری شکل بگیرند و نشستهای حضوری ترتیب دهند و بعدها نیز به طور جدی درباره کتاب و فیلم و هر چه که به آن مرتبط است اطلاع رسانی و اخبار آن را پیگیری کنند.
کتاب را که نگاه میکردی؛ در ابتدا چیزی نداشت که بخواهد ایده جدیدی را وارد کرده باشد. عمیقتر که میشدی همین را ثابت میکرد، ولی همان وقت جنبههای دیگری از خیال را نشان میداد. چیزی مدتها فکرم را مشغول کرده بود؛ مقبولیت این کتاب از چه ناشی شده بود؟ هر چقدر هم که تب و تاب جمعی، تبلیغات، موج سازی و مثال اینها را هم موثر بدانی، ذات اثر باید چیزی داشته باشد که بتواند پایه مناسبی را بنا کرده باشد. هری پاتر کتابی بود که جلد پنجم و ششم آن تمام رکوردهای فروش را شکست و بار دیگر مردمان برای خرید یک کتاب از ساعتها پیش صف بستند، برایش سر و دست شکستند و کار و زندگیشان را کنار گذاشتند تا آن را بخوانند. این اثر آبروی بر باد رفته و جایگاه فراموش شده کتاب را احیا کرد و بعد از سالها کتاب دوباره بر سینما برتری یافت.
جواب این سوال شاید در یک نکته نهفته باشد: جادوی این کتاب از نوع دیگری است، جادویی نه از آن نوعی که در قرون وسطی تکفیر شد و نه از آن شکلی که به کیمیا شهرت داشت و نه از آن دستهای که در عمق جنگلهای حارهای رواج داشت و نه از آن چه که امروزه تکنولوژی خوانده میشود!! جادویی که میگویم آن نیست که از دید ماتریالیستها، اگزیستانسیالیستها، مذهبیون و یا هر اعتقاد دیگری در باب بود و نبود، چگونگی و ویژگیهایش بحث میشود. مهم نیست که جادوی این کتاب از کدام دسته است، چرا که جادوی این کتاب از جادوی جادوگرانش نیست!! جادوی این کتاب از جنس خیال است، یا بهتر، خیال این کتاب خود ِ جادو است…
برای مشاهده متن کامل مقاله به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب>>>
به یاد احمد شاملو< هدف شعر
موضوع: عمومی
پنجشنبه هشتم مرداد 1388 14:13
هدف شعر از : احمد شاملو
(۱۹۲۵-۲۰۰۰)
هدف شعر تغییر بنیادی جهان است و درست به همین علت هر حکومتی به خودش حق میدهد شاعر را عنصری ناباب و خطرناک تلقی کند اهل سیاست به قداست زندگی نمیاندیشد بلکه زندگان را تنها به مصادر و وسایلی ارزیابی میکند که عندالاقتضا باید بیدرنگ قربانی پیروزی او شود و ای بسا به همین دلیل است که باید قبول کرد در جهان هیچ چیز، شرط هیچ چیز نیست و در دنیای بیقانونی که اداره و هدایتش به دست اوباش و دیوانگان افتاده، هنر چیزی است در حد تنقلات و از آن امید نجات بخشیدن نمیتوان داشت.
لينك مرتبط : دریچه ای به روح اسطوره ای شاعرانگی
مطالب برگزيده وبلاگ آرمان پاتر
هري پاتر،سينما،ادبيات،دانلود،كتابهاي رايگان،دارن شان،بيوگرافي بازيگران نامدار تاريخ سينما